scalded

تلفظ آنلاین

scalded adjective. ['skɔ:ldɪd]

scald :
بااب گرم سوزاندن، آب جوش ریختن روی، تاول زده کردن، تاول، اثر آب جوش بر روی پوست، سوختگی، آب پز کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
scalded adjective2.E16-E18.
[from SCALD noun1 + -ED2.]
= SCALD adjective1.

[TahlilGaran] English Dictionary

scalded adjective1. ['skɔ:ldɪd] LME.
[from SCALD verb + -ED1.]
1. That has been scalded. LME.
like a scalded cat at a very fast pace.

2. Of land: so poor as to support little if any vegetation. Austral. E20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.