sketchy

تلفظ آنلاین

sketchy /ˈsketʃi/ adjective

سردستی، از روی عجله، ناقص، سطحی، عاری از جزئیات
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
sketchy
[adjective]
Synonyms: incomplete, cursory, inadequate, perfunctory, rough, scrappy, skimpy, superficial

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

sketchy /ˈsketʃi/ adjective
not thorough or complete, and not having enough details to be useful Synonym : vague:
Details of the accident are still sketchy.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.