snagged

snagged adjective. ['snagd]

پر گره، پراز ته شاخه، دارای برآمدگیهای ناصاف
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
snagged adjective. ['snagd] M17.
[from SNAG noun1, verb2: see -ED2, -ED1.]
1. Having projecting points or jagged protuberances; jagged, ragged. M17.

2. Caught or impaled on a snag or projection; obstructed, blocked. M19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.