snaps

تلفظ آنلاین

snaps noun. [snaps]

snap :
بشکن زدن
با سرعت عمل کردن، ربودن، باخشونت حکمی را دادن، بی خبر، بی مقدمه، روش بازگرداندن توپ به بازی از تجمع، گرفتن عکس فوری، شکستن، بشکن، گسیختن، گاز ناگهانی سگ، قزن قفلی، گیره فنری، لقمه، یک گاز، مهر زنی، قالب زنی، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگی، ناگهانی، بی مقدمه، گاز گرفتن، قاپیدن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن، معماری: آچار پرچ، حقوقی: ناگهانی، ورزش: پاس دادن یا رد کردن توپ به عقب از بین پاها، نظامی: صدای شلاق، با سرعت عمل کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
snaps noun. [snaps] M19.
[Dutch, Danish, Swedish.]
= SCHNAPPS.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.