snap :بشکن زدن
با سرعت عمل کردن، ربودن، باخشونت حکمی را دادن، بی خبر، بی مقدمه، روش بازگرداندن توپ به بازی از تجمع، گرفتن عکس فوری، شکستن، بشکن، گسیختن، گاز ناگهانی سگ، قزن قفلی، گیره فنری، لقمه، یک گاز، مهر زنی، قالب زنی، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگی، ناگهانی، بی مقدمه، گاز گرفتن، قاپیدن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن، معماری: آچار پرچ، حقوقی: ناگهانی، ورزش: پاس دادن یا رد کردن توپ به عقب از بین پاها، نظامی: صدای شلاق، با سرعت عمل کردن