soliciter

solicit :
درخواست کردن، التماس کردن، خواستن، تقاضا کردن، جلب کردن، تشجیع کردن، خواستاربودن، بیرون کشیدن، وسوسه کردن، حقوقی: درخواست یا تقاضا کردن از
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
soliciter noun.LME.
[from SOLICIT verb + -ER1.]
1. A person who transacts or manages affairs on behalf of another; spec. = SOLICITOR 2. LME-M17.

2. A person who takes charge of or part in an affair or activity. E16-M17.

3. = SOLICITOR 3. E16-M17.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.