
spiking
spiking noun. ['spʌɪkɪŋ] Long obsolete exc. dial.
spike :نیزه، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست ها و ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن، کامپیوتر: ولتاژ گذرای کوتاه مدت و نوک تیز، عمران: گل میخ، روانشناسی: خیزک، ورزش: اسپک، ضربه زدن یا مجروح کردن کسی با میخ ته کفش، علوم دریایی: پازور