spiking

spiking noun. ['spʌɪkɪŋ] Long obsolete exc. dial.

spike :
نیزه، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست ها و ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن، کامپیوتر: ولتاژ گذرای کوتاه مدت و نوک تیز، عمران: گل میخ، روانشناسی: خیزک، ورزش: اسپک، ضربه زدن یا مجروح کردن کسی با میخ ته کفش، علوم دریایی: پازور
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
spiking noun. ['spʌɪkɪŋ] Long obsolete exc. dial. ME.
[Prob. from Middle Dutch: see SPIKE noun1.]
A spike-nail.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.