spinner

تلفظ آنلاین

spinner /ˈspɪnə $ -ər/ noun [countable]

قاشقک، ریسنده، نخ ریس، نختاب، تابنده، عنکبوتی که تار می تند، کارگر یاماشین نخ ریسی، ورزش: نوعی طعمه ماهیگیری چرخان، علوم هوایی: پوشش ایرودینامیکی روی توپی ملخ
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
spinner /ˈspɪnə $ -ər/ noun [countable]

1. someone whose job is to make thread by twisting cotton, wool etc

2. a bowler in a game of cricket who throws the ball with a spinning action

3.
a thing used for catching fish that spins when pulled through the water
money-spinner

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.