springtide

جذر و مد با دامنه زیاد، فصل بهار، جزر و مد کامل، نظامی: حداکثر جذر و مد نهایی دریایی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
springtide
[noun]
Synonyms: spring, budtime, springtime, youth, adolescence, greenness, juvenility, puberty, pubescence, youthfulness, youthhood
Antonyms: autumn

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

spring·tide (sprĭngtīd)
n.
Springtime.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.