stalked

تلفظ آنلاین

/stɔkt/

stalk :
خرامیدن، قدم زدن وحرکت کردن با احتیاط، راه رفتن (ارواح وشیاطین)، کمین کردن، ساق، پایه، چیزی شبیه ساقه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
stalked (stôkt)
adj.
Having a stalk or stem. Often used in combination:
long-stalked; short-stalked.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.