standoff

تلفظ آنلاین

standoff /ˈstændɒf $ -ɒːf/ noun [countable]

بن بست، ناکامی در رسیدن به توافق
محشور نبودن، دفع کردن، بدفع الوقت گذراندن، گریز کردن، (درمسابقه) مساوی یا هیچ به هیچ، خصوصیات جنگ افزار هواپیما، برتری رزمی جنگ افزار، نظامی: فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
standoff
[adjective]
Synonyms: unsociable, aloof, distant, insociable, reserved, solitary, standoffish, touch-me-not-ish, uncompanionable, withdrawn
[noun]
Synonyms: draw, deadlock, dogfall, stalemate, tie

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

standoff /ˈstændɒf $ -ɒːf/ noun [countable]
a situation in which neither side in a fight or battle can gain an advantage

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.