supportation

support :
حمایت کردن
حمایت یا تقویت کردن، تحمل کردن، اثبات کردن، تایید کردن، نگهداری، تکفل کردن، تایید کردن، پایه، نگهداری کردن، نگهدارنده، تکیه گاه، تصدیق کردن، متکفل بودن، نگاهداری، تقویت، تایید، کمک، پشتیبان، پشتیبانی کردن، مهندسی: پایه، کامپیوتر: پشتیبانی، عمران: تکیه گاه، معماری: پایه، حقوقی: حق مالکیت، بازرگانی: حمایت، ورزش: تکیه بدن ژیمناست روی دستها، نظامی: مقر
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
supportation noun.LME.
[Old French, from late Latin supportatio(n-), from Latin supportat- pa. ppl stem of supportare SUPPORT verb: see -ATION.]
1. = SUPPORT noun 1a, b. LME-L17.

2. Bearing of expense. LME-M18.

3. The relief or maintenance of a person, building, institution, etc. by a supply of funds. LME-E18.

4. = SUPPORT noun 4a. L15-L17.

5. Endurance. E16-M18.

6. = SUPPORT noun 3a. L16-M18.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.