surrogation

surrogation noun. [sʌrǝ'geɪʃ(ǝ)n] Now rare.

surrogate :
نماینده، عوض، جایگیر، جانشین شدن، قائم مقام شدن، وکیل شدن، حقوقی: نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسناد ازدواج است، روانشناسی: بدل
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
surrogation noun. [sʌrǝ'geɪʃ(ǝ)n] Now rare. M16.
[Late Latin surrogatio(n-), formed as SURROGATE verb: see -ATION.]
1. The appointment of a person to some office in place of another. M16.

2. gen. Substitution. M17.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.