tasted

تلفظ آنلاین

tasted adjective. ['teɪstɪd] arch.

taste :
مزه؛ مزه کردن، مزه دادن
چشیدن، لب زدن، طعم، چشاپی، ذوق، سلیقه، روانشناسی: سلیقه، بازرگانی: ذوق
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
tasted adjective. ['teɪstɪd] arch. LME.
[from TASTE noun1, verb: see -ED2, -ED1.]
1. That has been tasted; perceived by the taste. LME.

2. Having a specified taste or flavour. E17.

3. Having taste or critical discernment of a specified kind. E19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.