throughput

تلفظ آنلاین

throughput /ˈθruːpʊt/ noun [uncountable]

عملکرد، حداکثر ظرفیت، میزان محصول، قابلیت عبوردهی، توان عملیاتی، حاصل کار، کامپیوتر: خروجی، بازرگانی: عملکرد، نظامی: تدارک مستقیم اماد تدارک بیواسطه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: توان عملیاتی، بازدهمهندسی: عملکرد، توان، توان عملیاتی، حاصل کار، خروجی، کامپیوتر: ظرفیت، حداکثر ظرفیت، میزان محصول، عملکرد، بازرگانی: قابلیت عبوردهی، تدارک مستقیم اماد تدارک بیواسطه، نظامی: توان عملیاتی، حاصل کار

[TahlilGaran] Persian Dictionary

throughput /ˈθruːpʊt/ noun [uncountable]
the amount of work, goods, or people that are dealt with in a particular period of time
throughput of
an airport with a weekly throughput of 100,000 passengers
high/low throughput
a large store with a high throughput of goods

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.