thumbed

تلفظ آنلاین

thumbed adjective. [Ɵʌmd]

thumb :
انگشت شست دست
جای شست، شستی اسلحه، ب اشست لمس کردن یا ساییدن، نظامی: دکمه فشاری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
thumbed adjective. [Ɵʌmd] E16.
[from THUMB noun, verb: see -ED2, -ED1.]
1. Having thumbs (esp. of a specified kind). E16.

2. Of a book etc.: having the pages soiled or worn by the thumbs of readers; showing signs of much use. Freq. with adverb. L18.
Sunday Times One of the most thumbed through books in any stable.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.