ticked

تلفظ آنلاین

ticked adjective. [tɪkt]

tick :
علامت ✓
تیک، سخت ترین مرحله، علامت، نشانی که در رسیدگی و تطبیق ارقام به کار می رود، خط نشان گذاردن، خط کشیدن، چوب خط زدن، نسیه بردن، مهندسی: قلاب کوچک
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
ticked adjective. [tɪkt] L17.
[from TICK noun1 + -ED2.]
Of an animal, esp. a dog: having small markings or spots as if bitten by ticks.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.