toned

toned adjective. [tǝʊnd]

tone :
حال و هوا، رنگ و بو
به رنگ مطلوب درآوردن، رنگ، سایه روشن، صوت، نت، درجه صدا، لحن، آهنگ داشتن، به آهنگ در آوردن، سفت کردن، نوا، مهندسی: صدا، کامپیوتر: درجه تیرگی و سایه دار بودن رنگ در گرافیک کامپیوتری، مهندسی: آهنگ، روانشناسی: کشیدگی طبیعی عضله، حال و هوا، نظامی: سایه روشن عکس هوایی، معماری: به رنگ مطلوب در آوردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
toned adjective. [tǝʊnd] LME.
[from TONE noun & verb: see -ED1, -ED2.]
1. That has been toned; spec. (a) (of body or mind) brought into tone; (b) slightly coloured, tinted. LME.
toned paper off-white paper.
Ld Macaulay A..being whose mind was..as firmly toned at eighty as at forty.
C. Potok A huge canvas toned in a wash of burnt sienna.

2. As 2nd elem. of comb.: having a tone of a specified kind or quality. L18.
deep-toned, fine-toned, etc.

Comb.:
toned-down adjective reduced in intensity or harshness.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.