twisting

تلفظ آنلاین

/'twıstıŋ/

twist :
پیچ خوردن، رگ به رگ شدن
چرخش بدن، پیچاندن، چرخیدن، دوران حول محور افقی، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگی، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن، عمران: تاب برداشتن، ورزش: وارو کردن، چرخش بدن در شیرجه روی محور عمودی، علوم هوایی: پیچش
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
twisting
[adjective]
Synonyms: crooked, bending, curving, devious

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.