unresting

unresting adjective. [ʌn'rɛstɪŋ]

unrest :
ناارامی، آشوب، آشفتگی، اضطراب، بیقراری، بیتابی، روانشناسی: ناارامی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
unresting adjective. [ʌn'rɛstɪŋ] L16.
[from UN-1 + RESTING ppl adjective.]
Not resting.

unrestingly adverb M19.

unrestingness noun M19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.