unstringed

unstringed adjective. [ʌn'strɪŋd] Now rare.

unstring :
نخ چیزی را کشیدن (مثل تسبیح و غیره)، نخ یا بند چیزی را سست کردن، شل کردن، آزاد کردن، ورزش: بازکردن زه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
unstringed adjective. [ʌn'strɪŋd] Now rare. L16.
[from UN-1 + STRINGED adjective.]
Not having a string or strings; not stringed. Also, not strung.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.