untied

تلفظ آنلاین

untied adjective. [ʌn'tʌɪd]

untie :
باز کردن، گشودن، حل کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
untied adjective. [ʌn'tʌɪd] LME.
[from UN-1 + TIED adjective1.]
1. Not tied. LME.

2. Unloosed. rare (Shakes.). Only in E17.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.