upholstered

تلفظ آنلاین

/ə'pəulstəd/

upholster :
مبلمان کردن خانه، پرده زدن، رومبلی زدن، مهندسی: روکشیدن مبل و لایی و فنر گذاشتن در آن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
upholstered
[adjective]
Synonyms: luxurious, Capuan, deluxe, luscious, lush, luxuriant, opulent, palatial, plush, sumptuous, fat, corpulent, fleshy, gross, obese, overweight, porcine, portly, stout, weighty

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

See main entry: upholster

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.