waste :هدر دادن، اسراف کردن
افت، قراضه، تضییع کردن، تفریط، آشغال، ضایع کردن، صرف کردن، زباله، هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بی نیرو و قوت کردن، ازبین رفتن، باطله، زائد، اتلاف، مهندسی: هرز، عمران: آشغال، معماری: انبار، حقوقی: موات، تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف در مدت اجاره حاشیه جاده، زیست شناسی: پسماند، بازرگانی: بی مصرف، اصراف کردن، ضایع کردن