whelked

whelked adjective. [wɛlkt] Also welked [wɛlkt].

whelk :
(جانور شناسی). صدف حلزونی، دانه، جوش، کورک
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
whelked adjective. [wɛlkt] Also welked [wɛlkt]. M16.
[from WHELK noun1 + -ED2. In later use, sense 2 prob. from WHELK noun2.]
1. Twisted, convoluted, or ridged like a whelk's shell. M16.

2. Marked with weals or ridges on the flesh. Cf. WHELK noun2 2. L16.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.