whister

whister verb trans. & intrans. ['wɪstǝ] obsolete exc. dial.

whist :
خاموش، آرام، گنگ، بی صدا، ساکت کردن، هیس کردن، نوعی بازی ورق
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
whister verb trans. & intrans. ['wɪstǝ] obsolete exc. dial. LME.
[Repr. Old English hwæstrian whisper, rustle, with partial assim. to WHISPER verb.]
Whisper.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.