widal

Widal noun. [vɪ'dɑ:l, w-]

wide :
پهن، عریض
گشاد، فراخ، پهناور، زیاد، پرت، کاملا باز، عمومی، نامحدود، وسیع، توپ خارج از خط کناری، توپ اوت شده پرتاب دوراز میله های کریکت و دوراز دسترس توپزن، خط کناری والیبال، عمران: پهن، ورزش: تیر دوراز هدف خارج از مسیر مسابقه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
Widal noun. [vɪ'dɑ:l, w-] L19.
[G. F. Widal (1862-1929), French physician.]
Medicine. Used attrib. and in possess. to designate an agglutination test for typhoid and other Salmonella infections.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.