windage

تلفظ آنلاین

windage noun. ['wɪndɪdʒ]

تنظیم کمان هنگام وجود باد عرضی برای دقت در هدفگیری، حرکت سمتی، اثر باد در منحرف کردن گلوله، پیچیدن، تاب خوردن، پیچ خوردگی، حرکت دادن دستگاه درجه در سمت، تنظیم سمتی وسایل نشانه روی، (نظامی). درجه تنظیم تیر برای پیشگیری اثر باد، مزاحمت هوا، بادخور، مهندسی: بادزدگی، ورزش: تنظیم حرکت تفنگ در هدفگیری هنگام وجود باد عرضی، علوم هوایی: کاهش دور وسیله گردنده در اثر پسای هوا، نظامی: طبله حرکت سمت
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: تنظیم کمان هنگام وجود باد عرضی برای دقت در هدفگیری، تنظیم حرکت تفنگ در هدفگیری هنگام وجود باد عرضی، ورزشی: کاهش دور وسیله گردنده در اثر پسای هوا، هواپیمایی: حرکت سمتی ،اثر باد در منحرف کردن گلوله، پیچیدن، تاب خوردن، پیچ خوردگی، حرکت دادن دستگاه درجه در سمت، تنظیم سمتی وسایل نشانه روی، طبله حرکت سمت، نظامی: بادزدگی، الکترونیک (: نظ).درجه تنظیم تیر برای پیشگیری اثر باد، مزاحمت هوا، بادخور

[TahlilGaran] Persian Dictionary

windage noun. ['wɪndɪdʒ] E18.
[from WIND noun1 + -AGE.]
1. The difference between the diameters of a gun's bore and the projectile, as measuring the space necessary for the escape of gas in firing. E18.

2. Allowance made, esp. in shooting, for the effect of the wind in deflecting a missile; such deflection. M19.

3. = WIND noun1 9. L19.

4. The air resistance of a moving object, esp. a vessel or a rotating machine part. Also, the force of the wind on a stationary object. L19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.