woundly

woundly adverb. ['waʊndli] arch.

wound :
مجروح کردن؛ جراحت
زخم، جرح، جریحه، زخم زدن، پیچیده شدن، زخمی کردن، پیچانده، پیچ خورده، کوک شده، رزوه شده، حقوقی: جرح، نظامی: مجروح کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
woundly adverb. ['waʊndli] arch. M17.
[from WOUNDS + -LY2.]
= WOUNDILY adverb.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.