zoned

تلفظ آنلاین

zoned /zəʊnd $ zoʊnd/ (also ˌzoned ˈout) adjective [not before noun]

zone :
ناحیه
نوار، حیطه، دفاع منطقه ای، منطقه عمل، محوطه، بخش، قلمرو، (در جمع) مدارات، کمربند، منطقه، محات کردن، جزو حوزه ای به حساب آوردن، ناحیه ای شدن، مهندسی: محدوده، کامپیوتر: ناحیه دسته بندی، عمران: منطقه، حقوقی: منطقه، روانشناسی: منطقه، زیست شناسی: زون، بازرگانی: منطقه، ورزش: منطقه دفاعی، نظامی: کمربند حبه باروت
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
zoned /zəʊnd $ zoʊnd/ (also ˌzoned ˈout) adjective [not before noun]
American English informal unable to think clearly and quickly, especially because you are tired or have taken drugs

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.