clearing

تلفظ آنلاین

clearing /ˈklɪərɪŋ $ ˈklɪr-/ noun [countable]

تهاتر بانکی، بوته کنی، سترده، جمع کردن، پاک کردن، نقل وانتقال بانکی، تسویه، تسطیح، مکان مسطح، کامپیوتر: تعویض اطلاعات در یک ثبات یا خانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویر گرافیکی روی صفحه نمایش، معماری: تسطیح، حقوقی: تبرئه، نظامی: تخلیه محل تخلیه بیماران
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع:

clearing (payment method)

مالی: پرداخت مستقیم پول بدون ثبت حسابداریمهندسی: تعویض اطلاعات در یک ثبات یا خانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویر گرافیکی روی صفحه نمایش، کامپیوتر: تهاتر بانکی، تسویه، تبریه، حقوق: بوته کنی، سترده، تسطیح، معماری: جمع کردن، پاک کردن، تخلیه محل تخلیه بیماران، نظامی: نقل وانتقال بانکی، تسویه، تسطیح، مکان مسطح

[TahlilGaran] Persian Dictionary

clearing /ˈklɪərɪŋ $ ˈklɪr-/ noun [countable]
[Word Family: noun: clarity, clearance, clearing, clarification, clearness; verb: clear, clarify; adverb: clear, clearly; adjective: clearunclear]
a small area in a forest where there are no trees

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.