demodulation

تلفظ آنلاین

demodulation noun. [,di:mɒdjʊ'leɪʃ(ǝ)n]

(در رادیو) کشف رمز، کشف، تحمیل زدایی، تفکیک، پیاده کردن، کامپیوتر: پیاده کردن، مهندسی: تحمیل زدایی، علوم هوایی: جدا کردن موج مدوله کننده از امواج کاریر مدوله شده
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: تفکیک، پیاده کردن، کامپیوتر: جدا کردن موج مدوله کننده از امواج کاریر مدوله شده، هواپیمایی: تحمیل زدایی، الکترونیک (: در رادیو) کشف رمز، کشف، تحمیل زدایی، تفکیک، پیاده کردنتفکیک، پیاده کردن، کامپیوتر: جدا کردن موج مدوله کننده از امواج کاریر مدوله شده، هواپیمایی: تحمیل زدایی، الکترونیک (: در رادیو) کشف رمز، کشف، تحمیل زدایی، تفکیک، پیاده کردن

[TahlilGaran] Persian Dictionary

demodulation noun. [,di:mɒdjʊ'leɪʃ(ǝ)n] E20.
[from DE- 3 + MODULATION.]
The process of extracting a modulating signal from the carrier wave.

de'modulate verb trans. extract (a modulating signal) from its carrier; separate a modulating signal from: M20.

de'modulator noun a device or circuit used to effect demodulation E20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.