lashing

تلفظ آنلاین

lashing /ˈlæʃɪŋ/ noun [countable]

جهازبندی بار، باربندی، بارپیچی، شلاق زنی، مهندسی: نگهدارنده، بازرگانی: تسمه کشی بار، نظامی: طناب پیچ کردن نوار پیچی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
lashing /ˈlæʃɪŋ/ noun [countable]

1. a punishment in which someone is hit with a whip Synonym : whipping

2. a rope that fastens something tightly to something else

3. lashings of something British English old-fashioned a large amount of food or drink:
apple pie with lashings of cream

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.