minted

تلفظ آنلاین

minted /ˈmɪntəd, ˈmɪntɪd/ adjective

mint :
نعناع
شیرینی معطر با نعناع، نو، بکر، ضرابخانه، سکه زنی، ضرب سکه، سکه زدن، اختراع کردن، ساختن، جعل کردن، (گیاه شناسی). حقوقی: سکه زدن، بازرگانی: محل ضرب سکه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
minted /ˈmɪntəd, ˈmɪntɪd/ adjective

1. newly/freshly minted a newly minted word, phrase, idea etc has been invented or produced very recently:
some newly minted theatrical stories

2. minted food and drinks have mint added to them:
Serve with minted peas.

3. very rich – used especially by young people

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.