probal

probe :
تحقیق و بررسی کردن؛ تحقیق کامل، تفحص
میله بازرسی، میله مدرج، ستون، جستجو، تحقیق، نیشتر، رسیدگی، اکتشاف جدید، بررسی کردن، کاوش کردن، تفحص کردن، کاوشگر، مهندسی: میله پتانسیل، معماری: پایه، شیمی: ردیاب، زیست شناسی: کاویدن، بازرگانی: کاوش، بازرسی، معماری: تجسس
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
probal adjective.rare (Shakes.). Only in E17.
[Origin uncertain: perh. alt. of PROBABLE.]
Worthy of acceptance or belief.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.