soused

تلفظ آنلاین

souse :
انداختن، به طور کامل پوشاندن، حمله کردن، بسختی افتادن، آب نمک، اهار فروبری، شستشو، مست کردن یاشدن، درترشی فرو بردن، با ترشی مخلوط کردن، غسل دادن، دراب غوطه ورشدن، ترشی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
soused
[adjective]
Synonyms: wet, drenched, dripping, saturated, soaked, soaking, sodden, sopping, soppy, wringing-wet

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

soused adjective
  1. [only before noun] (of fish) preserved in salt water and vinegar
    • ● soused herring
  2. (old-fashioned, informal) drunk

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.