swing :تاب دادن، نوسان داشتن
نوسان کردن، دور زدن چرخیدن، جنبانیدن، چرخ دادن، چرخ، جنبش، ضربه محکم با راکت یا چوب، هم گارد، هم فوروارد، اونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، تاب، نوسان، اهتزاز، اونگ، نوعی رقص، مهندسی: قطر دوران، قطر گردش، ورزش: حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده، چرخش بدون کنترل بدن، تاب خوردن