wanded

wanded adjective. ['wɒndɪd] Now rare.

wand :
دستگاه ورودی خواندن برچسب های رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن، دستگاه نوری دستی که می تواند برچسب های کدگذاری شده کدهای میله ای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند، عصا، گرز، چوب میزانه، چوب گمانه، ترکه، کامپیوتر: قلم نوری، ورزش: هدف باریک و دراز چوبی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
wanded adjective. ['wɒndɪd] Now rare. M16.
[from WAND noun + -ED2.]
Made of or (of a bottle) encased in wickerwork.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.