wicking

تلفظ آنلاین

wicking noun. ['wɪkɪŋ]

فتیله سازی، فتیله گذاری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
wicking noun. ['wɪkɪŋ] M19.
[from WICK noun1 + -ING1.]
Material for making wicks; cord or tape of cotton or other fibre, to be cut into lengths for wicks.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.