ingrown

تلفظ آنلاین

ingrown adjective. ['ɪngrǝʊn]

روینده و رشد کننده در درون چیز دیگری، اصلی، فطری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
ingrown adjective. ['ɪngrǝʊn] L17.
[from IN-1 + GROWN.]
1. That has or is grown within a thing; native, innate. L17.

2. Of a toenail: that has grown into the flesh. L19.

3. Physical Geography. Of a meander: asymmetric due to lateral erosion during formation. E20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.